تبليغاتX
شقایق شب
شقایقم ...

همه آدمای زندگیم کسایی بودن که اومدن ولی زود رفتن...

ولی خیلی زود پشیمون شدن و برگشتن...

اونقدر پشیمون که حاضرن هر کاری بکنن تا دوباره منو داشته باشن...

ولی میدونی چیه؟؟؟

...

من دنبال آدمهای جدیدی میگردم،

که بیان و بمونن برای همیشه...

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 0:11  توسط منصوره  | 

شقایقم ...

نفرین به کسی که با اومدنش فاتحه خوند به همه زندگی و آبرویم

+ نوشته شده در  ساعت 0:18  توسط منصوره  | 

شقایقم ...

نمی دانم چه می خواهم خدایا
به دنبال چه می گردم شب و روز
چه می جوید نگاه خسته من
چرا افسرده است این قلب پر سوز
ز جمع آشنایان میگریزم
به کنجی می خزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تیرگیها
به بیمار دل خود می دهم گوش ...

فروغ فرخزاد


 

+ نوشته شده در  ساعت 23:5  توسط منصوره  | 

شقایقم ...

امشب هیچی ازم نموند

دلم میخواست زمین باز میشد میرفتم توش دیگه هیچوقتم بیرون نمیومدم

بدترین و تلخ ترین تجربه زندگیم امشب رخ داد

لعنت به تجربه های تلخ...

+ نوشته شده در  ساعت 22:53  توسط منصوره  | 

شقایقم ...

رسم روزگار همینه

درد انتظار همینه ...

 

+ نوشته شده در  ساعت 0:21  توسط منصوره  | 

شقایقم...

آدم باید بمیرد وقتی نمی تواند با هیچکس توی این دنیا درد دل کند....

 

+ نوشته شده در  ساعت 23:8  توسط منصوره  | 

شقایقم...

نمیدونم چرا هر پستی که میذارم بعضیا به خودشون میگیرن و فکر میکنن واسه اونا نوشتم!!!!

والا بخدا منظوری ندارم...

شقایقم...

نوشته های من صرفا از دلتنگیه.. دلتنگی که همیشه همراهمه و هیچوقت تنهام نذاشته..

 

+ نوشته شده در  ساعت 23:24  توسط منصوره  | 

شقایقم ...

داغی هست بر دلم

که تا ته دنیا با خود می برم

داغی که بر دلم نشسته

داغی که بر دلم نهاده ...

 

+ نوشته شده در  ساعت 23:59  توسط منصوره  | 

شقایقم ...

همه چی تموم شد

همون جور که شروع شده بود

راحتِ راحت...

....

حالا که فکر میکنم میبینم اصلا نباید شروع میشد

یه شروع ِاشتباه ...

و

یه پایان راحت...

 

+ نوشته شده در  ساعت 0:17  توسط منصوره  | 

شقایقم...

حتی خانه تکانی هم زمستان را از زندگیم نتکانده است...

 در شروع بهاری دیگر ...

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:20  توسط منصوره  | 

شقایقم ...

هر سال تنها
سال‌های تازه کهنه‌تر می‌شود
و
غمی کهنه،‌ تازه‌تر
.....

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:16  توسط منصوره  | 

شقایقم ...

نه یاهو نه جی میل...

نه فیس بوک نه یوتیوب ...

پس چکار کنیم دیگه؟

سرعت هم که نداریم  

شقایقم

به دادمون برس

 

+ نوشته شده در  ساعت 18:39  توسط منصوره  | 

شقایقم ...

......

 

+ نوشته شده در  ساعت 18:27  توسط منصوره  | 

شقایقم ...

هر کجا که پا می‌گذاری، صدای گوشخراش فریادها تمام نمی‌شود:

من ! من هم هستم !
نگاه کنید !
به من !
من !


منی که از حنجره‌ی لباس‌های غریب و گیسوان آشفته و چهره‌های بزک کرده فریاد می‌زند برای دیده شدن . .

گوش‌هایم تیر می‌کشند!
دیگر نمی‌خواهم بشنوم . .
دست‌هایم را می‌گیرم روی چشم‌هایم و می‌دوم. به سمت نزدیک‌ترین راهی که مرا به "من" می‌رساند..


 

+ نوشته شده در  ساعت 13:27  توسط منصوره  | 

شقایقم ...

خودم را می بینم که دارم دوست داشته نمی شوم . هر شب...

بی هیچ تلاشی برای دوست داشته شدن .

صبح که بیدار می شوم اذیتم ، خسته ام و اندوهگینم .


و این خیلی بی رحمانه است .

 

+ نوشته شده در  ساعت 13:21  توسط منصوره  | 

شقایقم ...

من چیزی را جا گذاشته‌ام که دیگر نمی‌توانم پسش بگیرم...

+ نوشته شده در  ساعت 13:20  توسط منصوره  | 

شقایقم ...

من زندگیمو گم کردم ...

 

+ نوشته شده در  ساعت 12:19  توسط منصوره  | 

شقایقم ...

میدانم

یکی از همین روزها خواهی آمد...

+ نوشته شده در  ساعت 11:14  توسط منصوره 

شقایقم ...

دیگه دست و دلم به نوشتن نیست...

نمیدونم چرا...

+ نوشته شده در  ساعت 10:28  توسط منصوره 

شقایقم ...

صدا کن مرا

صدای تو خوب است ...

..........

تقدیم به اونی که با حضور جدیدش رنگی تازه به زندگیم بخشید...

 

+ نوشته شده در  ساعت 0:12  توسط منصوره